آیا تا به حال عاشق شده اید؟ اصلا به وجود عشق اعتقاد دارید؟ عشق را چگونه برای دیگران تشریح می کنید؟ تعریفی که خیلی از ما در دوران نوجوانی از عشق داریم به مرور زمان و با پا گذاشتن در جوانی و بزرگسالی تغییر می یابد. عشق یا همان علاقه شدید  قلبی را بارها در افسانه ها و قصه ها ی قدیمی ، موسیقی یا فیلم های سینمایی ( بخصوص از نوع هندی اش! ) شنیده و دیده ام. خیلی ها  هستند که چه زن و چه مرد،خیال می کنن که عاشقن اما بهم معتاد شدن.عین مخدر.همدیگر را باید ببینند،مرافه کنن قهر کنن،آشتی کنن و اسمشو بذارن زندگی عاشقانه.اما به همه ی اینا و خودشون معتادن. این که نمی تونن از هم جدا شن از اعتیاد همدیگه هست.خمار می شوند و درد می کشند.دردشان هم درد عشق نیست درد خمار یه! زود هم راه  و درمان این خماری را ،ازدواج می دو نن و ازدواج می کنن. اینجاست که میبینن چشم دیدن هم را ندارند.و شب و روز دعوا دارن اما نمی تو نن از هم دور باشن.میذارن پای چی؟عشق!

شايد تا كنون هيچ مسئول بهداشت و درماني اين را اعلام نكرده باشد اما باقي ماندن در يك رابطه بد ممكن است براي سلامتي شما بد باشد. اين رابطه مي‌تواند روي عزت نفس شما تاثير بگذارد و اعتماد به نفستان را مخدوش كند، همان‌طور كه كشيدن سيگار مي‌تواند به ريه‌ها شما لطمه بزند. وقتي اشخاص مي‌گويند روابطشان با شريك زندگي و همسرشان دارد آن‌ها را مي‌كشد، ممكن است حرف درستي زده ‌باشند. تنش‌ها و تغييرات شيميايي ناشي از استرس مي‌تواند به تمام اندام‌هاي شما آسيب برساند، مي‌تواند انرژي شما را تحليل ببرد و از مقاومت شما در برابر امراض بكاهد غالباً باعث مي‌شود كه بسياري از اشخاص دنبال راه گريز‌هايي بروند كه مي‌تواند سلامتي‌اشان را به خطر بيندازد كه از جمله اين‌ها مي‌توان به روي آوردن به مواد مخدر، داروهاي آرام‌بخش، خواب‌اور و محرك اعصاب و حتي اقدام به خودكشي اشاره كرد.

اما حتي اگر تهديدي متوجه سلامتي شما نبود، باقي ماندن بيش از حد طولاني در يك رابطه بد و مخرب مي‌تواند شما را به ناراحتي، خشم، نوميدي و احساس پوچي برساند. ممكن است براي بهبود رابطه خود تلاش كرده باشيد. ممكن است تلاش كرده باشيد كه حيات از دست رفته را به آن بازگردانيد. اما سرانجام به اين نتيجه رسيده باشد كه تلاش‌هايتان بيهوده است. مطمئن باشيد كه شما تنها نيستيد. بسياري از اشخاص منطقي و اهل عمل هم، با آن‌كه مي‌بينند در رابطه نامناسبي به سر مي‌برند، نمي‌توانند خودشان را از شر اين دشواري نجات دهند. قضاوت و عقل سليم به آن‌ها مي‌گويد كه از اين رابطه خارج شوند، اما برخلاف ميلشان به آن مي‌چسبند و راه گريزي پيدا نمي‌كنند.و با اين حال انتخاب مي‌كنند كه در اين شرايط ناخوشايند باقي بمانند. هيچ تلاشي براي تغيير دادن آن نمي‌كنند.

همه ي اشخاص به واقع معتقدند كه اگر رابطه خود را ترك كنند به سود آن‌هاست اما وقتي نوبت به اين كار مي‌رسد، فلج مي‌شوند و قدرت حركتشان را از دست مي‌دهند. براي باقي ماندن در رابطه با علم به اين‌كه مي‌دانند اين رابطه به زيان آن‌هاست، اغلب در مقام فريب دادن خود حرف مي‌زنند و شرايط را مخدوش مي‌سازند. توجيه مي‌كنند و دليل مي‌آورند كه نبايد اين كار را بكنند.

توجيه كردن تنها روش فريب دادن خود نيست. خيلي‌ها باورها و احساساتي دارند كه منطق را كنار مي‌زند و مي‌تواند روي داوري اشخاص تاثير بگذارد. در نتيجه شخص مي‌تواند كاري را كه به صلاح اوست انجام بدهد.

در يك رابطه عاشقانه كاملاً امكان‌پذير است كه كسي به شريك زندگيش معتاد شود. استانتول پيل در كتاب ((عشق و اعتياد)) به اين نكته اشاره دارد كه بعضي از روابط عاشقانه از ماهيت اعتيادي برخوردارند. او با اشاره به اعتياد به مواد مخدر مي‌گويد عنصر معتادكننده بيشتر مربوط به ماده مخدر نمي‌باشد، بلكه اين عنصر را بايد درشخصي كه معتاد مي‌شود جستجو نمود. در روابط عاشقانه اين عنصر اعتيادي نيازي شديد به برقراري رابطه و باقي ماندن در رابطه با يك شخص به خصوص است. اما آيا اين نياز هميشه يك اعتياد است؟ ‌آيا مي‌توان اين را اعتياد ناميد؟ چرا اسمش را عشق يا ميل و يا احساس تعهد نگذاريم؟

اغلب اوقات در يك رابطه اعتيادي عشق و تعهد فراوان وجود دارد. اما براي آن‌كه به راستي عشق و تعهدي وجود داشته باشد،‌بايد كسي بتواند ديگراي را آزادانه انتخاب كند و يكي از نشانه‌هاي اعتياد در اين است كه اغلب ميلي اضطرارگونه در كار است كه طبق تعاريف موجود بدين معناست كه اين آزادي را محدود مي‌كند. كسي كه معتاد به مواد مخدر يا الكل است، حتي وقتي مي‌داند كه اين مواد براي او مضر هستند به سمت‌ آن‌ها كشيده مي‌شود و وقتي در يك رابطه عنصر اعتيادي شديدي وجود داشته باشد اين احساس وجود دارد كه(( بايد اين شخص را حفظ كنم، بايد وابسته به اين شخص باقي بمانم، حتي اگر اين رابطه براي من خوب نباشد.))

با اين حساب نخستين نشانه‌ وجود يك رابطه اعتيادي كيفيت اضطرارگونه آن است. نشانه دوم احساس وحشتي است كه شخص مي‌كند مبادا به ماده معتادكننده دسترسي نداشته باشد. الكلي‌ها اغلب اگر ندانند مشروب بعدي آن‌ها از كجا تامين خواهد شد وحشت‌زده مي‌شوند. معتادان به مواد مخدر وقتي موادشان تمام مي‌شود وحشت‌زده مي‌شوند. سيگاري‌ها وقتي در جايي قرار مي‌گيرند كه آن‌جا كشيدن سيگار ممنوع است ناراحت مي‌شوند. و سرانجام اشخاصي كه در يك رابطه‌ اعتيادي قرار دارند، از فكر اين‌كه اين رابطه قطع شود، احساس وحشت مي‌كنند. من بارها به كساني برخورد كردم كه در يك رابطه ناخوشيند قرار دارند. و هنگامي كه به سمت تلفن مي‌روند تا به طرف مقابلاشان اطلاع دهند ديگر نمي‌خواند به رابطه با او ادامه دهند، ازشدت وحشت‌زدگي گوشي را روي تلفن مي‌گذارند.

نشانه‌ سوم يك اعتياد، نشانه‌هاي از ترك اعتياد است. انديشيدن به پايان دادن به يك رابطه‌ اعتيادي هولناك است اما وقتي اين رابطه عملاً قطع مي‌شود قدرت تخريبي فراوان برجاي مي‌گذارد. كسي كه به تازگي به يك رابطه مخرب پاياد داده ممكن است بيش از كساني كه ترك الكل و مواد مخدر مي‌كنند نارحت شوند. اغلب اوقات ممكن است با تاءلمات جسماني روبه‌رو شوند( درد درناحيه سينه، معده و شكم از جمله نمونه‌هايي است كه مي‌توانم به آن اشاره كنم). گريه كردن، اختلال در خوابيدن (بعضي‌ها خوابشان نمي‌برد و بعضي ديگر بيش از اندازه مي‌خوابند), تحريك‌پذيري، افسردگي و اين احساس كه جايي وجود ندراد كه به آن پناه ببرند و تنها كاري كه مي‌توانند بنند مراجعت به رابطه قبلي است، از جمله ساير نشانه‌هاي ترك رابطه مي‌باشد.

چهارمين نشانه يك اعتياد اين است كه بعد از دوران سوگ، احساسي از پيروزي، آزادي و موفقيت به شخص دست مي‌دهد.

زيربناي تمامي اين واكنش‌ها، شباهت فراوان ميان معتادان است، خواه كسي به مواد مخدر معتاد باشد يا به يك شخص. معتادان احساس كامل نبودن مي‌كنند، احساس پوچي دارند، نوميدند، اندوهگين هستند. به اين نتيجه مي‌رسند كه تنها با برقرار كردن رابطه با ماده اعتيادآور يا شخصي كه به او معتاد هستند مي‌تواتنند برمشكلات خود فائق آيند. اين ماده يا اين شخص، كانون وجود خارجي داشتن آن‌ها مي‌شود. شخص معتاد حاضراست براي حفظ رابطه‌ي اعتيادي به خود آسيب بزند.

به احتمال زياد در هر رابطه عاشقانه عنصري از اعتياد وجود دارد و اين به خودي خود چيز بدي نمي تواند باشد. برعكس مي‌تواند رابطه را مستحكم‌تر كند. به هر تقدير كيست كه آن‌قد كامل و سالم و بالغ است كه نيازي به اين ندارد كه از طريق پيوند نزديك با يك شخص ديگر دررابطه خودش احساس خوبي داشته باشد؟ در واقع يكي از نشانه‌هاي رابطه خوب اين است كه ما را با بهترين شرايط خود در تماس نگه مي‌دارد.

ادامه دارد.............

منبع:

كتاب عشق و اعتياد استانتول پيل