حال براي درك بهتر از اين اختلالات بهتر با ويژگي هاي تك به تك آنها آشنا شويد.از اختلال پارانويايي از خوشه الف شروع مي كنيم.

درابتدا بهتر است بدانيم اختلال شخصیت پارانویایی چیست؟

افراد پارانویایی تا آنجایی که امکان داشته باشد خود را از سایر افراد جامعه جدا می کنند. زمانی که در یک جمع قرار می گیرند سعی می کنند در گوشه ای آرام بنشینند تا مبادا کسی متوجه حضور آنها شود. چهره های آنها معمولا سرد و بیروح است و هیچ نوع احساسی از خود نشان نمی دهند.

اين نوع اختلال یک وضعیت مزمن و فراگیر است که مشخصه‌اش الگوهای مخّرب فکری، رفتاری و کارکردی است. حدس زده می‌شود که این اختلال در یک تا دو درصد بالغین وجود داشته باشد. عوارض این اختلال غالباً مشابه اسکیزوفرنی هستند و برخی پژوهش‌ها نشان می‌دهد که احتمال وجود پیوندی ژنتیکی بین این دو اختلال وجود دارد. افرادی که دچار این نوع اختلالات شخصیت هستند بیشتر در معرض خطر افسردگی و هراس از مکان‌های باز قرار دارند. . ومشخصه اصلي اين نوع اختلال بدگماني وشكاك بودن بيش از اندازه است.

عوارض
افرادی که دچار اختلال شخصیت پارانویایی هستند نوعاً شرایط زیر را دارند:

  •  بی‌اعتمادی و شک مزمن و فراگیر به دیگران.
  • حس این که دیگران به آن‌ها دروغ می‌گویند یا فریبشان می‌دهند.
  • اعتقاد به این که دوستان و خانواده بی‌صداقت و غیرقابل اعتماد هستند.
  • فوران خشم در پاسخ به وضعیتی که فکر می‌کنند فریب خورده‌اند.
  • معمولاً سرد، حسود، تودار، مرموز و جدّی.
  • در جستجوی معانی پنهان در مکالمات و حرکات.

● اختلال هویتی

زمانی بروز می کند که شخص بدون وجود هیچ گونه دلیلی نسبت به زندگی اجتماعی، شغلی و خانوادگی خود سوء ظن پیدا می کند. باید مراقب این علائم باشید:

● بدگمانی

چنین افرادی همیشه در حالت تدافعی به سر می برند و جهان برای آنها به منزله محیط خطرناکی است.آنها فقط شک و تردیدهای خاص خودشان را قبول دارند و به هیچ وجه با دلیل و منطق نمی توان آنها را راضی نمود و همیشه با عقل و منطق در ستیز هستند. این تئوری به نام "توطئه چینی" کلاسیک شناخته می شود.

زمانی که شخص به یک موفعیت تازه مثل شغل جدید رابطه ای جدید و .. وارد می شود در یک لاک دفاعی به سر می برد. این حالت تا زمانی وجود دارد که شخص بتواند خود را با شرایط موجود وفق دهد و پایه های ترس خود را از بین برد. افرادی که دچار پارانویا هستند به سختی می توانند از ترس های خود دست بکشند.

● حساسیت بیش از اندازه

افرادی که به پارانویا مبتلا هستند معمولا بیش از اندازه به هشدارها و اخطارها توجه می کنند. آنها انتقاد را به سختی قبول می کنند، همیشه در حالت تدافعی به سر می برند، و افراد ستیزه جویی هستند.

● اختلال در افکار و تخیلات

این افراد به ندرت افکار درست را قبول می کنند، تصورات خود را با هیچ کس در میان نمی گذارند، به آسانی تغییر نمی کنند و قابل اصلاح نمی باشند. این نوع پارانویا از نوع قبلی حادتر است و شخص را ناتوان تر و ضعیف تر می کند. در این شرایط ۵ نوع از اوهام پوچ وجود دارد که آنها را رها نمی کند:

● زجر و عذاب

افرادی که دارای اختلالات هویتی هستند تصور می کنند که هم قطارانشان آنها را به تمسخر می گیرند اما کسانی که دچار اختلات افکار و تخیلات هستند تصور می کنند که تمام دنیا برای آزار و اذیت آنها بسیج شده اند و قصد شکنجه دادنشان را دارند.

● حسادت

باید اعتراف کرد این نوع از اوهام بیشتر در خانم ها بروز می کند تا آقایون، البته نمونه هایی نیز وجود دارد که در آن مردها دچار رشک و حسد می شوند و همگان را مورد اتهام قرار می دهند.

● اوهام شهوانی

این دسته از افراد تصور می کنند که عاشق کسی شده اند که فرا انسانی است و دارای خصوصیاتی است که هیچ یک از انسان های دیگر دارای آن ویژگی های خاص نمی باشند.

● خودبزرگ بینی

خوب، شاید همه ما چنین احساسی را حداقل یک یا دوبار در طول زندگی خود تجربه کرده باشیم (پس شاید نام اختلال در وهم و خیال را نتوان بر روی آن گذاشت.) افرادی هستند که با جدیت تمام تصور می کنند که دارای قدرت های باورنکردنی هستند و بر روی افراد دیگر سلطه دارند (می توانند بیماران را شفا دهند، صلح ایجاد کنند، بر کشوری حکمفرمایی کننند و غیره..)

● اوهام جسمانی

نام دیگر این مشکل روانی مالیخولیا است. این دسته از افراد تصور می کنند که در بدن و یا سلامت جسمانی آنها همواره مشکلاتی وجود دارد. آنها حتی اگر از سلامت کامل نیز برخوردار باشند باز هم این تصور غلط دست از سر آنها بر نمی دارد.

درمان
اختلال شخصیت پارانویایی عموماً از طریق روان درمانی بهبود می‌یابد.
در بعضی موارد از دارو درمانی نیز به همراه روان درمانی استفاده می‌شود. داروهایی که معمولاً در این مورد تجویز می‌گردند شامل داروهای ضد افسردگی، ضد روان‌پریشی و ضد اضطراب هستند. دارو درمانی به تنهایی برای درمان اختلالات شخصیتی توصیه نمی‌شود و بهتر است همراه با روان درمانی باشد