انسان موجودی اجتماعی است كه تا حدودی به اطرافیانش وابستگی دارد ولی مشكل زمانی آغاز می‌شود كه این وابستگی حالتی افراطی و بیمارگونه پیدا می‌كند. یكی از دلایل شایع برای چنین وضعیتی وجود اختلال در شخصیت افراد است. بیماران مبتلا به این حالت، نیازهای خود را تحت‌الشعاع نیازهای دیگران قرار می‌دهند، مسوولیت‌های مهم زندگی خود را به گردن دیگران می‌اندازند، به خود مطمئن نیستند و اگر جز برای مدتی كوتاه تنها بمانند، احساس ناراحتی زیادی می‌كنند. روان‌شناسان به این حالت می‌گویند: اختلال شخصیت وابسته

علا‌یم

1.      بدون راهنمایی و اطمینان بخشی مفرط دیگران قادر به اخذ تصمیمات روزمره نیست.

2.      احتیاج دارد که دیگران مسولیت اکثر زمینه‌های مهم زندگی او را بپذیرد.

3.      در ابراز مخالفت با دیگران به دلیل ترس از قطع حمایت و مقبولیت آنان دچار اشکال است (ترس‌های واقع گرایانه از عقوبت یا تلافی منظور نمی‌شود.).

4.      در شروع برنامه‌ها و انجام کارها به تنهایی دچار اشکال است (به دلیل اعتماد به نفس در قضاوت یا توانایی تا فقدان انگیزش و انرژی).

5.      در طلب محبت و حمایت دیگران افراط می‌کند. تا حدی که داوطلب انجام کارهایی می‌شود که ناخوشایند هستند.

6.      وقتی تنها است به دلیل ترس مبالغه آمیز از ناتوانی برای مراقبت از خود ، احساس ناراحتی و درماندگی می‌کند.

7.      وقتی یک رابطه نزدیک درهم می‌گسلد فورا در پی آن رابطه دیگری به عنوان منبع حمایت و مراقبت در می‌آید.

8.      اشتغال ذهنی غیر واقع گرایانه با ترس از رها شدن به حال خود دارد.


ويژگي هاي تشخيص

مشخصه اختلال شخصيت وابسته، رفتاري حاکي از وابستگي و سلطه‌پذيري به صورت الگويي نافذ و فراگير است. افراد مبتلا به اين اختلال از تصميم‌‌گيري عاجزند مگر آنکه با ديگران به مقدار بسيار زيادي مشورت کرده و کاملا مطمئن شده باشند. آنها از موقعيت‌هاي مسووليت‌آور پرهيز مي‌کنند و اگر از آنها خواسته شود که نقش مدير را در جايي به عهده بگيرند، مضطرب مي‌شوند و ترجيح مي‌دهند تحت سلطه باشند. پافشاري در انجام تکاليفي را که مربوط به خودشان است دشوار مي‌يابند اما اگر قرار باشد آن تکاليف را براي کسي ديگر انجام دهند مداومت در آنها کاري برايشان ندارد. اين گونه بيماران دوست ندارند تنها باشند و دلشان مي‌خواهد کسي را پيدا کنند که بتوانند به او دلبسته شوند، همين نياز آنها به دلبستگي فرد ديگر است که روابط آنها را خدشه‌دار ساخته است.

مهم‌ترين خصيصه «اختلال شخصيت وابسته» نداشتن اطمينان به خود، وابستگي کامل به ديگران، رفتار تسليم‌جويانه، کمرويي، ترديد و پرهيز از پذيرش مسووليت است. نياز بيش از حد شخصيت وابسته براي اينکه تحت حمايت و مراقبت قرار گيرد، سبب مي‌شود تسلط ديگران و اجحاف و بدرفتاري آنان را بپذيرد. ترس اين افراد از جدايي موجب مي‌شود رفتاري تسليم‌جويانه و حقارت‌آميز در برابر ديگران در پيش گيرند. فرد مبتلا به اختلال شخصيت وابسته، خود را بدون کمک ديگران کاملا بي‌پناه و ناتوان‌ مي‌پندارد در نتيجه مي‌کوشد که با رفتارهاي حقيرانه و چاپلوسانه حمايت و مراقبت ديگران را کسب کند.

اين افراد به دليل اينکه مي‌ترسند حمايت يا تاثير ديگران را از دست بدهند قادر به گفتن «نه» نيستند و نمي‌توانند مخالفت خود را با نظر ديگران بيان کنند. اين افراد مي‌ترسند کاري را به تنهايي انجام دهند و براي خريد، رفتن به مطب پزشک، رفتن به مدرسه فرزند بايد ديگري آنان را همراهي کند. چنين افرادي جرات و جسارت ندارند يا به خود حق نمي‌دهند نسبت به ديگران به ويژه افرادي که مورد اتکايشان هستند خشمگين شوند زيرا همواره مي‌ترسند حمايت و اتکاي اين افراد را از دست دهند، در نتيجه مورد ظلم و بدرفتاري از سوي ديگران قرار مي‌گيرند و درحالي که ناراحتند اما خودخوري مي‌کنند و لام‌تاکام حرفي نمي‌زنند.

ويژگي هاو اختلال هاي همراه

افردا مبتلا به اين اختلال اغلب با بدبيني و ترديد نسبت به خود و كوچك شمردن تواناييها واستعداد هاي خويش مشخص مي شوند وممكن است همواره از خود تحت عنوان"احمق"ياد كنند.ان ها انتقاد وعدم تاييد را بهعنوان دليلي بر بي ارزشي خود قلمداد مي كنند و اعتماد به خود را ازدست مي دهند.آنها ممكن است در جستجوي حمايت افراطي و تسلط ديگران برايند.در مواردي كه ابتكار مستقل مورد نياز است ممكن است كار كرد شغلي مختل شود ممكن است از موقعيت هاي پر مسئوليت اجتناب كنند و هنگامي كه نياز به تصميم گيريداشته باشند مضطرب شوند روابط اجتماعي،محدود به افرادي است كه مشخص به انان وابسته است.ممكن است خطر زيادي براي ابتلا به اختلال هاي خلقي،اختلال هاي اضطرابي و اختلال سازگاري وجود داشته باشد.اختلال شخصيت وابسته اغلب با ساير اختلال هاي شخصيت به ويژه اختلال شخصيت مرزي،اجتنابي و نمايشي به طور همزمان رخ مي دهند.بيماري هاي جسماني مزمن يا اختلال اضطراب جدايي در كودكي يا نوجواني ممكن است فرد را آماده ي ابتلا به اين اختلال نمايد.

تشخيص افتراقي

اين اختلال را بايد از آن نوع وابستگي كه پيامد اختلال هاي خلقي،اختلال وحشت زدگي و گذر هراسي و ناشي از بيماري هاي جسماني است،متمايز كرد.اختلال شخصيت وابسته،داراي شروع زودرس،سير مزمن و الگويي از رفتار است كه در اين اختلال ها كه ذكر شد رخ نمي دهد. امكان دارد ساير اختلال‌هاي شخصيت با اختلال شخصيت اجتنابي اشتباه گرفته شوند، زيرا ويژگي‌هاي مشترك عيني دارند. بنابراين، تمايز ميان اين اختلال‌ها بر مبناي تفاوت در ويژگي‌هاي باز آن‌ها مهم است.

بسياري از افراد صفات شخصيت وابسته را نشان مي دهند ولي تنها هنگامي كه اين صفات انعطاف پذير،ناسازگارانه و پايدار باشند و موجب آسيب كاركردي قابل ملاحظه يا پريشاني ذهني شوند اختلال شخصيت وابسته تلقي مي گردند.

درمان
روان درمانی
روان درمانی بیماران وابسته بخصوص با استفاده از درمان‌های بینش‌گرا موفقیت‌های زیادی بدنبال می آورد و با حمایت درمانگر چنین بیمارانی می توانند "استقلال و قاطعیت و اعتماد به نفس بیشتری پیدا می‌کنند. اما نباید در این کار عجله کرد، چون باعث سردرگمی بیمار می‌شود. در کنار درمان بینش‌گرا استفاده از رفتار درمانی ، آموزش قاطعیت و اظهار وجود ، خانواده درمانی می‌تواند به موفقیت بیشتر درمان منجر شود.

دارو درمانی
بیماران وابسته علائم فرعی دیگری نظیر اضطراب و افسردگی را نشان می‌دهند که می‌توان از ضداضطراب‌ها و ضدافسردگی‌ها برای بهبودی آنها استفاده کرد